سوم تیر؛ مصافی به قدمت تاریخ
اشاره: در میان اهالى فلسفه، برخى دستی در عالم سیاست دارند. اما دکتر «سعید زیباکلام» از جمله مبارزینی بوده که در سالهای انقلاب از انجمن اسلامی دانشجویان در اروپا تا کوچه های تهران شاهد فعالیتهای سیاسی او بوده اند. وی حتی تا سال 65 از مسئولین ارشد وزارت امور خارجه بوده است. هرچند پس از آن، نشستن بر کرسی تدریس و تحقیق را به صندلی مدیریت ترجیح می دهد. چنانکه در سال 69 با تغییر گرایش از جامعه شناسی انقلاب با مدرک دکترای فلسفه علم دانشگاه لیدز انگلستان به ایران باز می گردد.
این استاد فلسفه دانشگاه تهران توانسته به خاطر تحقیقا ت و آثارش در سه حوزه فلسفه علم، فلسفه سیاست و فلسفه های پست مدرن بر حوزه اندیشه دینى و فلسفی کشور بگذارد. «چیستی علم» نخستین کتاب او در سال ?? از سوی انتشارات سمت چاپ و منتشر شد و اکنون به چاپ نهم رسیده است.
«نظریه لیبرال دموکراسی» اثر پروفسور اندرو لوین را همین محقق و مترجم در سال ?? به فارسی برگرداند و همراه با مقدمه ای انتقادی و حاشیه های توضیحی به چاپ سپرد. «معرفت شناسی اجتماعی» او نیز در سال ?? به بازار آمد. سعید زیباکلام متولد ???? تهران است. سخنرانی های او در نقد نظام علمی و دانشگاهی کشور همیشه از پرمخاطب ترینهاست. آنچه درپى مى آید گفت وگوى رجانیوز با او در سالگرد حماسه سوم تیر است. وی سوم تیر را مصافی به قدمت همه تاریخ و تجلی گر همه مبارزات طول تاریخ بشر می داند: آرایش دو "جریانی" که نهایتاً به مرحله دوم رسیدند، به واقع آرایش تاریخی خیره کننده ای بود، آرایشی که به گمان بنده بسیار بسیار زود است درباره آن بتوان قضاوت رویهمرفته مستوفا و نزدیک به واقعی کرد. بنده معتقدم یکی از جذاب ترین، جالب ترین و آموزنده ترین فرازهای تاریخ بعد از انقلاب، مصاف دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم است، مصافی به قدمت تاریخ، تجلی گر همه مبارزات طول تاریخ بشر.
برخی معتقدند در دهه دوم انقلاب چرخشی در نگاه مدیریتی کشور بوجود آمد، چرخشی از رویکرد مدیریت انقلابی به نگاه سرمایه سالار، لیبرال و غربی. نظر شما در رابطه با این نظریه چیست؟
در واقع صحیح تر است عوض "نگاه مدیریتی"، از گونه ای آفت زدگی عمیق سخن بگوییم. تعبیر "نگاه مدیریتی" دلالت دارد بر اینکه نگاه یا نگرش های مدیریتی و سیاستگذاری متفاوت و رقیبی جهت حفظ و اداره هرچه بهتر و کارآمدتر کشور وجود داشته است و از میان آنها یکی برگزیده و انتخاب شده است. به گمان بنده این تلقی، بسیار بسیار خوش بینانه و بلکه ساده انگارانه است.
شاید دقیق تر باشد عوض چرخش در "نگاه مدیریتی" از ورود و سیطره فرهنگی غنیمت جویانه و دنیاطلبانه صحبت کنیم. سابقه سیطره یافتن این نوع فرهنگ اقتصادی و سیاسی را ما در صدر اسلام هم سراغ داریم.
علاوه بر این، نکته دیگری را هم لازم است، اضافه کنم و آن اینکه سخن از "نگاه سرمایه سالار لیبرال غربی" ناصحیح است. اگر آشنایی اجمالی هم با نگرش یا نظریه های سرمایه دارانه لیبرال می داشتیم، از سیطره یافتن آن سخن نمی گفتیم. چراکه آنچه به واقع پس از پایان دفاع مقدس حاکم شد فاصله بسیار بسیار زیادی با آن نوع نظام ها داشت. اگر در این مورد کمترین شکی وجود دارد، کافیست برخی از اهم سیاست ها و سازوکارهای موجود در جوامع سرمایه داری لیبرال غربی را با آنچه در ایران پس از جنگ واقع شد، مقایسه کنیم.
زمینه ایجاد این چرخش فرهنگی چه بود؟ آیا عملکرد برخی مسئولان و نوع نگاهی که بر مدیریت آنها حاکم بود، در این چرخش مؤثر بود؟ آیا میدان دادن به برخی جریانات، افراد و رویکردها در این دوره بر این چرخش مدیریتی اثر گذاشت؟
به گمان بنده، شرایط و عوامل متعددی در ظهور چنین فرهنگ و سیاست هایی دخیل و سهیم هستند. موتور محرکه و نطفه اصلی و اولیه، وجود تعلقات دنیاطلبانه متکاثرانه و مسرفانه است، تعلقاتی که بدمان آید یا خوشمان آید، ریشه در هوای نفس ما دارد.
از اینجا به بعد را دیگر متوسل به تبیین های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی می شوند. یعنی موتور محرکه دنیاطلبانه و متکاثرانهادامه مطلب...
نوشته شده توسط محمد حق دوست در جمعه 7/4/1387 و ساعت 12:29 عصر | نظرات دیگران()
.jpg)

